مهاجرت ۳۸ برابری پزشکان پس از طرح تحول سلامت
ظاهرا پزشکی دیگر آن آش دهانسوزی که میگفتند نیست. یا لااقل در سالهای گذشته ورق بخت پزشکان برگشته است. سیاستهای اعمال شده طی چند سال گذشته باعث شده که این حرفه از بیرون مردم را بسوزاند و از درون پزشکان را.
شاید اگر در دولتهای گذشته میشنیدید که پزشکی بیکار است یا مطب و طبابت جوابگوی قسطهایش هم نیست خیلی خنده دار به نظر میآمد.اما این یک واقعیت است. هرچند عملکرد بعضی مسئولان باعث شده تا مردم نسبت به جامعه پزشکی بدبین شوند، همانطور که نخستین بار عبارت زیر میزی را یکی از هملباسیهای پزشکان خلق کرد و پای صدا و سیما را به موضوع تخلفات مالی پزشکان باز کرد.
البته کسی منکر تخلف در هر جامعه و شغلی نیست، اما این تعمیم دادن باعث شد که مردم همیشه نیمه خالی لیوان را ببینید، اما این همه واقعیت نبوده ونیست.
درست است که فلان عضو هیات علمی چند صد میلیون تومان درآمد دارد یا فلان پزشک که به برکت نبودن قانون مدام خودش را در رسانه ملی فوق تخصص و ماهر معرفی میکند و دائم در حال تبلیغ در فضای مجازی است،از در آمد سرشار و هنگفتی بهرهمیبرد؛ یا فلان پزشک نان خوشنامی و ارتباطش را میخورد و نه تخصص.اینها دردهای جامعه پزشکی است که بیشتر از هر چیز به خود پزشکان آسیب زده است.
اگر از خود پزشکان سوال کنی خواهند گفت که وضعیت معیشتی جامعه پزشکی به دو عصر مختلف تقسیم میشود. قبل از سال 93 یعنی دوران پیش از طرح تحول سلامت که تعرفههای پزشکی کمتر بود اما بود! یعنی پزشک قرار بود برای یک عمل جراحی 100 هزار تومان دریافت کند، خبری از کارانههای عجیب و غریب هم نبود، اما پزشک همان 100 هزار تومان را میگرفت.
و دوران پسا طرح تحول یعنی پس از سال 93 که وزارت بهداشت از سر لطف تعرفههای پزشکی و کارانهها را در بعضی از رشتهها تا 400 درصد افزایش داد، اما پرداخت نشد، تا جایی که به دلیل نبودن منابع برای این افزایش تعرفه و البته دیگر بحرانهای طرح تحول سلامت، پرداختی به جامعه پزشکی تا بیش از یک سال به تاخیر افتاد.
این وضعیت سه نتیجه در پی داشت، نخست پزشکانی که در دوران پیش از طرح تحول توانسته بودند برای خود اندوختهای داشته باشند و با استفاده از همان بتوانند بحران پیش آمده در نظام سلامت را پشتسر بگذارند. به عبارتی این چند سال را از جیب بخورند. هرچند بسیاری از آنها هم حاضر به خدمت در بخش دولتی نیستند و در بخشها خصوصی البته، درآمدهای خوبی دارند.
دومین گروه هم پزشکان جوانی هستند که بعد از چندین سال دانشجویی و گذراندن طرح،این دسته که یا اجازه داشتن مطب ندارند یا اگر هم دارند از پس هزینههای آن بر نمیآیند. پس به ناچار باید چشم به دست بیمهها باشند تا مگر مسئولان بخواهند و حقشان را بدهند.
البته گروه سومی هم هستند.گروهی که قید تحصیلات چندین ساله و حرفه پزشکی را زدند و رفتند. پزشکانی که با دیدن شرایط یا برای گرفتن شماره نظام نرفتهاند یا با همان نظام کولهبار را بستهاند.
علیرضا زالی رئیس سابق سازمان نظام پزشکی کشور در سالهای اخیر 11هزار فارغ التحصیل پزشکی هنوز برای دریافت شماره نظام پزشکی به این سازمان مراجعه نکردهاند.این خلاصه وضعیت پزشکانی در ایران است که مفقود شده اند، فارغ التحصیلانی که از سرنوشتشان اطلاعاتی در دست نیست و پس از رقابت نفسگیر در دانشگاه و پشت سر گذاشتن سالهای پر مرارت اکنون به گمشدگان تاریخ پزشکی پیوستهاند.
زالی با اشاره به اینکه ما برای متقاضیان یک گواهی عدم سوء پیشینه برای خروج از کشور صادر میکنیم که صدور این گواهینامه به معنای این است که فرد متقاضی، برای مدت طولانی از کشور خارج خواهد شد گفت: تا قبل از سال 92، سازمان نظام پزشکی بهطور میانگین، هفتهای یک گواهی صادر میکرد، ولی در سال 94 تعدادهزار و 980 گواهی صادر کردیم که این آمار بسیار نگرانکنندهای است.
زالی معتقد است:عمده متقاضیان دریافت این گواهی، پزشکان نسل جوان کشور هستند.رفتار با جامعه پزشکی طی سالهای اخیر رفتار خوبی نبوده است و این موضوع، بازتاب و نتیجه رفتارهای ما با جامعه پزشکی است.
این موضوع زنگ خطر بزرگی است، پزشکانی که در نظام آموزش عالی کشور تحصیل کردهاند و میلیونها تومان برای آنها هزینه شده است در حال فاصله گرفتن از حرفه و شغل مرتبط با تحصیل خود هستند. این یعنی هدر رفت بودجه و منابع، از طرفی افرادی که به امید خدمت به هموطنان خود وارد این رشته شدهاند و عموما از نخبگان هم هستند،حالا به دلیل مشکلات ایجاد شده مجبور به ترک این حرفه مقدس میشوند که البته تداوم این وضعیت ممکن است باعث کمبود پزشک در برخی از رشتهها شود. مشکلاتی که ریشه در بیتدبیری و سو مدیریت مسئولان این حوزه دارد و خسارات آن احتمالا تا سالها در جامعه پزشکی قابل جبران نخواهد بود.
لینک گزارش کامل
@residentgram